خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۲۳۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
صاف کن ای سنگدل با دردمندان سینه رامی کند دربسته آهی خانه آیینه را
۲
درد و داغ عشق را در دل نهفتن مشکل استاین سپند شوخ، مجمر می کند گنجینه را
۳
عمر باقی مانده را نتوان به غفلت صرف کردساقیا پیش آر آن ته شیشه دوشینه را
۴
زنگ از آیینه تاریک صیقل می بردمگذران بی باده روشن شب آدینه را
صفحهٔ ۱ از ۲