خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۲۳۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
هست یک نسبت به نیک و بد دل بی کینه رانیست صدر و آستانی خانه آیینه را
۲
راز عشق از دل تراوش می کند بی اختیارآب این گوهر به طوفان می دهد گنجینه را
۳
نسبت یکرنگی طوطی است باغ دلگشانیست از زنگار در خاطر غبار آیینه را
۴
دامن پاک گهر از گرد تهمت فارغ استابر اگر بر سینه دریا گذارد سینه را
صفحهٔ ۱ از ۳