خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۲۳۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
چهره ات بال سمندر می کند آیینه راخنده ات دامان گوهر می کند آیینه را
۲
این شکوه حسن با خورشید عالمتاب نیستشوکت حسنت سکندر می کند آیینه را
۳
جلوه آن خط نوخیز و لب شکرفشانبال طوطی، تنگ شکر می کند آیینه را
۴
آفتاب بی زوال حسن عالمسوز اوگرم چون صحرای محشر می کند آیینه را
صفحهٔ ۱ از ۴