خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۲۴۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
در گذر ای آسمان از وادی آزار ماشیشه خود را مزن بر سنگ بی زنهار ما
۲
ناتوانانیم، اما کار چون بر سر فتددود برمی آورد از مغز آتش خار ما
۳
لشکر خواب گران را قطره آبی بس استبرحذر باش از شبیخون دل بیدار ما
۴
نیست از مردی، رساندن خانه ما را به آبعالمی آسوده اند از سایه دیوار ما
صفحهٔ ۱ از ۲