شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

غزل شمارهٔ ۲۴۷

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
از ته دل نیست در میخانه استغفار ماخوابها در پرده دارد دیده بیدار ما
۲
در حوادث طاقت ما را شکیب دیگرستمی کند پهلو تهی سیلاب از دیوار ما
۳
گریه مستانه زنگ کلفت از دل می بردآب گوهر می نشاند گرد در بازار ما
۴
ای سلیمان اینقدر استادگی در کار نیستمی گشاید ناخن موری گره از کار ما
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth