شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

غزل شمارهٔ ۲۵۱

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
تن به بیماری دهد چشمش پی تسخیر مالنگ سازد خویش را آهوی آهوگیر ما
۲
خانه ما در ره سیلاب اشک افتاده استحیف از اوقاتی که گردد صرف در تعمیر ما
۳
راه زلف او به طی کردن نمی آید به سرورنه کوتاهی ندارد طره شبگیر ما
۴
آب می گردیم اگر بر روی ما آری گناهبگذر ای پیر مغان دانسته از تقصیر ما
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth