خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۲۵۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
در نظر واکردنی گردید طی پرواز ماچون شرر در نقطه انجام بود آغاز ما
۲
آنچنان کز برگ گردد نکهت گل بیشترمی شود بی پرده تر از پرده پوشی راز ما
۳
از نظر بستن ز دنیا شد دل ما کامیابصید خود را بازیافت در پوشیده چشمی باز ما
۴
گرچه شد دست فلک از گوشمال ما کبودمی تراود نغمه خارج همان از ساز ما
صفحهٔ ۱ از ۳