شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

غزل شمارهٔ ۲۵۴

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
گر نظربازی به بال خود کند طاوس ماجوید از بهر رهایی روزنی محبوس ما
۲
غربت ما دردمندان، پله آزادگی استنیست جز دام و قفس جای دگر مأنوس ما
۳
پنجه با زور جنون کردن نه کار هر کس استسنگ می لرزد به خود از شیشه ناموس ما
۴
دست خود را چون صدف بر روی هم نگذاشتیمتا نشد گنجینه گوهر کف افسوس ما
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth