شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

غزل شمارهٔ ۲۵۵

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
تا خرام قامت او برد از سر هوش ماپشت بر دیوار چون محراب ماند آغوش ما
۲
آمدی ای عشق و آتش در صلاح ما زدیخوب کردی، پینه ای بود این ردا بر دوش ما
۳
جوهر ما را می لعلی نمایان می کندمی شود از باده افزون آب و رنگ هوش ما
۴
جام ما در پرده دارد نغمه های جانگدازدست خود کوتاه دارید از لب خاموش ما
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth