شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

غزل شمارهٔ ۲۵۶

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
شد چو گل از روی خندان، خرده زر رزق ماچون صدف گشت از دهان پاک، گوهر رزق ما
۲
باز کن چون پوست از سر خشک مغزی را که شداز زبان چرب، چون بادام، شکر رزق ما
۳
خانه دربسته سنگ راه روزی خواره نیستمی رسد چون لعل از خورشید انور رزق ما
۴
بر چمن پیرا ز آزادی نمی گردیم باراز دل صد پاره باشد چون صنوبر رزق ما
صفحهٔ ۱ از ۴
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth