خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۲۵۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
قرعه و تسبیح را محرم نداند حال ماهست بر سی پاره دل ها مدار فال ما
۲
پشت ما بر خاکساری، روی ما در بی کسیوای بر آن کس که افتاده است در دنبال ما
۳
گردبادی را که می بینی درین دامان دشتروح مجنون است می آید به استقبال ما
۴
ما ز خاطر آرزوی آب حیوان شسته ایمزنگ ظلمت نیست بر آیینه اقبال ما
صفحهٔ ۱ از ۳