خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۲۶۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
مهر خاموشی که گیرد از دهان زخم ما؟غیر پیکانش که می داند زبان زخم ما؟
۲
دست و تیغی کو، که تا دامان دریای عدمنگسلد چون موج از هم کاروان زخم ما
۳
ای که از لعل لبت شور قیامت گرده ای استرحمتی کن بر لب عاجز بیان زخم ما
۴
خون به صد رنگینی اظهار شکایت می کندنیست در ظاهر زبان گر در دهان زخم ما
صفحهٔ ۱ از ۳