خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۲۶۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
در نظرها گرچه بیکاریم در کاریم ماهمچو مرکز پای برجاییم و سیاریم ما
۲
آب و گل کی می شود صاحب بصیرت را حجاب؟همچو چشم دام، زیر خاک بیداریم ما
۳
طوطی از گفتار در زنگ قساوت غوطه زداز سیه کاری همان سرگرم گفتاریم ما
۴
کام تلخی را ثمر هرگز ز ما شیرین نشدبر زمین چون سرو از بی حاصلی باریم ما
صفحهٔ ۱ از ۳