شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

غزل شمارهٔ ۲۹۹

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ای دل بیدار را از چشم مستت خواب‌هادیده را از پرتو روی تو فتح الباب‌ها
۲
گر چنین روی تو آرد روی دل‌ها را به خودرفته‌رفته طاق نسیان می‌شود محراب‌ها
۳
هر سبک‌دستی نیارد نغمه از ما واکشیددر شکست خویش می‌کوشند این مضراب‌ها
۴
گرد عصیان رحمت حق را نمی‌آرد به شورمشرب دریا نگردد تیره از سیلاب‌ها
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth