خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۳۰۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ای زبون در حلقه زنجیر زلفت شیرهاسر به صحرا داده چشم خوشت نخجیرها
۲
شوق احرام زمین بوس تو هر شب می کندسنبلستان خاک را از طره شبگیرها
۳
می کند باد صبا هر روز پیش از آفتابمصحف خلق ترا از بوی گل تفسیرها
۴
سد راه جلوه مستانه نتواند شدنسیل تقدیر ترا خار و خس تدبیرها
صفحهٔ ۱ از ۴