خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۳۱۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
مشو از نفس ایمن تا توانی آرمید آنجاکه بیم این جهانی، می شود یکسر امید آنجا
۲
مگیر آرام اینجا، تا توانی آرمید آنجاکه هر کس گشت کاهل، روی آسایش ندید آنجا
۳
ندارم با سیه کاری ز محشر بیم رسواییکه از خجلت نخواهد نامه من شد سفید آنجا
۴
ازان خون بر سر تیغ شهادت می شود اینجاکه چون گل، سرخ رو از خاک می خیزد شهید آنجا
صفحهٔ ۱ از ۳