خلوتی با مولانا
غزل شمارهٔ ۲۶۲۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
عاشق شو و عاشق شو بگذار زحیریسلطان بچهای آخر تا چند اسیری
۲
سلطان بچه را میر و وزیری همه عار استزنهار به جز عشق دگر چیز نگیری
۳
آن میر اجل نیست اسیر اجل است اوجز وزر نیامد همه سودای وزیری
۴
گر صورت گرمابه نهای روح طلب کنتا عاشق نقشی ز کجا روح پذیری
صفحهٔ ۱ از ۴