خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۳۳۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
چه می آری به گردش هر نفس آن چشم شهلا را؟محرک نیست حاجت، گرد سر گردیدن ما را
۲
توان کردن به اندک روزگاری سنگ را آدملب شیرین و روی گرم باید کارفرما را
۳
حساب سال و ماه از دشت پیمایان چه می پرسی؟چه داند سیل بی پروا، شمار ریگ صحرا را؟
۴
دل عاشق ز گلگشت چمن آزرده تر گرددکه هر شاخ گلی دامی است مرغ رشته بر پا را
صفحهٔ ۱ از ۳