خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۳۳۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
اگرچه نیست غیر از کوه غم فریادرس ما راهمان خرج فغان و ناله می گردد نفس ما را
۲
مکن تکلیف سیر گلستان ما گوشه گیران راکه باغ دلگشایی هست در کنج قفس ما را
۳
فغان کز طالع ناساز، چون گرداب در دریاز گردش نیست حاصل غیر مشتی خار و خس ما را
۴
فرو رفتیم عمری گرچه در دریا چو غواصاننیامد گوهری در کف به جان بی نفس ما را
صفحهٔ ۱ از ۲