خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۳۴۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
دهن بستن ز آفتها نگهبان است دلها رالب خاموش دیوار گلستان است دلها را
۲
به ظاهر گر ز داغ آتشین دارند دوزخهابهشت جاودان در پرده پنهان است دلها را
۳
قناعت کن به لوح ساده چون طفلان ازین مکتبکه نقش یوسفی خواب پریشان است دلها را
۴
ز خودداری درون دیده مورند زندانیجهان بیخودی ملک سلیمان است دلها را
صفحهٔ ۱ از ۴