خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۳۶۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ز آه سرد پروا نیست عشاق بلاکش راکند بر دود صبر آن کس که می افروزد آتش را
۲
فلک با مردم ممتاز خصمی بیشتر داردکمان اول کند آواره تیر روی ترکش را
۳
به فریاد سپند ما درین محفل که پردازد؟که اخگر در گریبان است از خوی تو آتش را
۴
ز ابراهیم ادهم شهسواری پیش می افتدکه در دولت نگه دارد عنان نفس سرکش را
صفحهٔ ۱ از ۳