خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۳۷۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
بلند آوازه سازد شور عاشق عشق سرکش رابه فریاد آورد مشتی نمک دریای آتش را
۲
دو بالا می شود شور جنون در دامن صحراکه گردد بال و پر میدان خالی اسب سرکش را
۳
ز سیر و دور مجنون عشق عالمسوز کامل شدکه سازد شعله جواله خوش پرگار آتش را
۴
تراوش می کند خون دل از لبهای خشک منسفال تشنه گر بیرون دهد صهبای بی غش را
صفحهٔ ۱ از ۳