شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

غزل شمارهٔ ۳۷۴

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
به مژگان خارخار از سینه می رویاند آتش رابه یاقوت لب از رخ رنگ می گرداند آتش را
۲
کبابم می کند آن مست بی پروا، نمی داندکه هر یک قطره اشک من به خون غلتاند آتش را
۳
سپند من ندارد تاب مهتاب و تو سنگین دلمزاج سرکشی داری که می سوزاند آتش را
۴
نیم پروانه تا بر گرد شمع دیگران گردمسپند شوخ من از سنگ می رویاند آتش را
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth