خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۳۷۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
به عزم صید چین سازد چو زلف صیدبندش رارم آهو به استقبال می آید کمندش را
۲
که دارد شهسواری این چنین یاد از پری رویان؟که از شادی نمی باشد نشان پاسمندش را
۳
شود هر حلقه ای انگشتر پای نگارینشنبندد بر کمر آن شوخ اگر زلف بلندش را
۴
ز شیرینی به هم چسبد لب خمیازه پردازشبه خاطر بگذراند هر که لعل نوشخندش را
صفحهٔ ۱ از ۳