خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۳۸۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
کنم نظاره چون بی پرده رخسار نکویش را؟که من پوشیده دارم از دل خود آرزویش را
۲
خبر از حسرت سرشار من زان لب کسی داردکه خالی آورد از چشمه حیوان سبویش را
۳
دلش چون موج می لرزد ز بیم عاقبت دایمبه دریا متصل هر کس نگردانده است جویش را
۴
ندیدی نور ایمان را اگر در کفر پوشیدهتماشا کن به زیر زلف عنبرفام رویش را
صفحهٔ ۱ از ۲