خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۳۸۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
نه از گل می گشاید دل، نه از گلزار عاشق راکه باغ دلگشایی نیست غیر از یار عاشق را
۲
به بوی گل ز خواب بی خودی بیدار شد بلبلزهی خجلت که معشوقش کند بیدار عاشق را
۳
ز کوه بیستون فرهاد ازان بیرون نمی آیدکه می گردد دو بالا، ناله در کهسار عاشق را
۴
صف مژگان نگردد پرده دار چشم قربانیقیامت کی ز شغل خود کند بیکار عاشق را؟
صفحهٔ ۱ از ۴