شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

غزل شمارهٔ ۳۸۴

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
مجو از زاهدان خشک طینت گوهر عرفانکه از دریای گوهر، بهره خاشاک است ساحل را
۲
نباشد آدمی را هیچ خلقی بهتر از احسانکه بوسد دست خود، هر کس که گیرد دست سایل را
۳
ندارد گریه کردن حاصلی در پیش بی دردانمیفشان در زمین شور صائب تخم قابل را
۴
غبار خط جانان لنگر آرام شد دل راکه سازد توتیای چشم، طوفان دیده ساحل را
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth