شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

غزل شمارهٔ ۳۸۵

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
معلم نیست حاجت در تپیدن کشته دل راکه خون رقص روانی می دهد تعلیم بسمل را
۲
به خون غلطیدن من سنگ را در گریه می آردمگر بندد حیا در کشتن من چشم قاتل را
۳
نمی یابد دل پر خون من راه سخن، ورنهعقیق از رهگذار نقش، خالی می کند دل را
۴
درین وادی کدامین لیلی خوش چشم می باشد؟که گردش سرمه آواز می گردد سلاسل را
صفحهٔ ۱ از ۴
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth