شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

غزل شمارهٔ ۳۹۲

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
درین گلشن نباشد نعل در آتش چسان گل را؟که دارد یاد، هر خاری در او صد کاروان گل را
۲
چه پروا حسن مغرور از سرشک عاشقان دارد؟ز شنبم بیش خواب ناز می گردد گران گل را
۳
ز جمعیت گسستم رشته امید، تا دیدمکه چون بندد کمر، بیرون برند از بوستان گل را
۴
میار از آستین زنهار بیرون دست گستاخیکه از هر خار، تیری هست در بحر کمان گل را
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth