خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۴۰۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ز باران جمع گردد خاطر آشفته مستان رارگ ابری کند شیرازه این جمع پریشان را
۲
دل شوریده را گفتم خرد از عشق باز آردندانستم که پروای معلم نیست طوفان را
۳
چنان شد عام در ایام ما ذوق گرفتاریکه آزادی کند دلگیر اطفال دبستان را
۴
گذشتم از سر دنیای دون، آسوده گردیدمبه سیم قلب از اخوان خریدم ماه کنعان را
صفحهٔ ۱ از ۳