خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۴۰۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ز روی لاله گون متراش خط عنبرافشان رامکن زنهار بی شیرازه دلهای پریشان را
۲
دهان شکوه ما را به حرفی می توان بستنبه مویی می توان زد بخیه این زخم نمایان را
۳
ز نقصان گهر باشد تکبر با فرودستانکه خودداری میسر نیست گوهرهای غلطان را
۴
دل از مردان رباید دام زلف شیرگیر اوچراغ از چشم حیران است دایم این شبستان را
صفحهٔ ۱ از ۴