خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۴۰۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
مسخر کرد خط عنبرین رخسار جانان راپری آورد در زیر نگین ملک سلیمان را
۲
لب جان بخش او را نیست پروای خط مشکینسیاهی نیل چشم زخم باشد آب حیوان را
۳
یکی صد شد ز خط عنبرین آن حسن روزافزونشبستان سرمه روشندلی شد شمع تابان را
۴
چو شد نومید ازان رخسار نازک قطره شبنمز برگ لاله و گل بر جگر افشرد دندان را
صفحهٔ ۱ از ۲