خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۴۱۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ز رنجش نیست خوشتر هیچ خلقی تندخویان راچو پشت سر نباشد عذرخواهی زشت رویان را
۲
ز دست عقل دور اندیش کاری برنمی آیدمسخر می کند دیوانگی زنجیرمویان را
۳
چراغ بی زوال حسن خاموشی نمی دانددم عیسی است باد صبح شمع لاله رویان را
۴
نگرداند عقیق از کاوش الماس روی خوددم شمشیر، صبح عید باشد نامجویان را
صفحهٔ ۱ از ۲