شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

غزل شمارهٔ ۴۱۸

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
گزیری از علایق نیست زیر چرخ یک تن رارهایی نیست زین خار شل آیین هیچ دامن را
۲
جنون دوری از عقل گرانجان کرد آزادمکه می گردد دل از سرگشتگی خالی فلاخن را
۳
به پایان زود می آید، بود شمعی که روشنتردرین عالم اقامت کم بود جانهای روشن را
۴
میسر نیست آزادی ز خود بی همت مردانکه جز رستم برون می آورد از چاه بیژن را؟
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth