خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۴۲۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
نگه دار از لب پیمانه آن لبهای میگون راکه با خون شسته است ای خونی شرم و حیا خون را؟
۲
مشو غافل ز مکر دختر رز هوش اگر داریکه این مکار می گیرد رگ خواب فلاطون را
۳
حریف زخم دندان ملامت نیست لبهایتمکن نقل حریم میکشان آن نقل موزون را
۴
نمی ارزد به حرف تلخ، عیش باده شیرینپی یک قطره می بر لب منه صد کاسه خون را
صفحهٔ ۱ از ۲