خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۴۳۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
سمندر کرد اشک گرم من مرغان آبی راز گوهر چون صدف پر ساخت گردون حبابی را
۲
بهاران را به غفلت مگذران چون لاله از مستیغنیمت دان چو نرگس دولت بیدار خوابی را
۳
شقایق حقه تریاک تا گردید، دانستمکه افیونی کند آخر خمار می شرابی را
۴
غنیمت دان در اینجا این دو نعمت را، که در جنتنخواهی یافت خط سبز و رنگ آفتابی را
صفحهٔ ۱ از ۳