خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۴۳۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
دلم خاک مراد خویش داند نامرادی راکند گرد یتیمی گوهرم گرد کسادی را
۲
ز تنگی در دل پر خون من شادی نمی گنجدز من چون غنچه تصویر، رنگی نیست شادی را
۳
نظر بست از تماشا بوالهوس، تا یار نو خط شدخط ریحان غبار چشم باشد بی سوادی را
۴
به خواری زیستن، از عزت ناقص بود بهترگوارا کرد بر من قیمت نازل کسادی را
صفحهٔ ۱ از ۲