خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۴۳۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
خوش آن آزاده کز مردم نهان دارد فقیری رانسازد گوشه چشم توقع گوشه گیری را
۲
خزان دل را خنک از نوبهاران بیش می سازدبه ایام جوانی هیچ نسبت نیست پیری را
۳
چراغ زندگی را گر جهان افروز می خواهیمده از دست چون دامان شب ها دستگیری را
۴
میان زنگی و آیینه صحبت در نمی گیردبه دل های سیه ظاهر مکن روشن ضمیری را
صفحهٔ ۱ از ۲