خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۴۴۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
نه هر چشمی سزاوارست رخسار معانی راکه شبنم دیده شورست گلزار معانی را
۲
ز چشم شور، آب خضر خون مرده می گرددمکن بی پرده چون گل جام سرشار معانی را
۳
ندارد بهره ای از حسن معنی چشم صورت بینبه هر آیینه منمایید دیدار معانی را
۴
خطر از سبزه بیگانه بیش از زهر می باشدجمال آشنارویان گلزار معانی را
صفحهٔ ۱ از ۳