خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۴۴۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
زر و سیم جهان در پرده دارد عمر کاهی رابه قدر فلس باشد خار زیر پوست ماهی را
۲
گر از روشندلانی، صبر کن بر داغ ناکامیکه آب زندگی هرگز نیندازد سیاهی را
۳
مدان از بی گناهی گردهان عذر نگشایمکه می پیچد به هم خجلت زبان عذرخواهی را
۴
مکن زنهار دست از پا خطا، گر بینشی داریکه می پرسند از هر عضو در محشر گواهی را
صفحهٔ ۱ از ۳