خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۴۵۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ز خط سبز شد فیروزه ای لعل نگار ماجواهر سرمه ای می خواست چشم اشکبار ما
۲
اگر چه بی صفا گردد ز گرد آیینه روشنیکی صد شد ز گرد خط، صدای گلعذار ما
۳
خط آزادی اغیار شد گر خط شبرنگششب قدری است بهر دیده شب زنده دار ما
۴
نگه دارد خدا از چشم بد آن روی نو خط را!که دام عنبرین سامان دهد بهر شکار ما
صفحهٔ ۱ از ۲