خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۴۵۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
نباشد چون تن آسانان ز خورد و خواب عیش ماز اشک و آه می گردد به آب و تاب عیش ما
۲
سر ما گرم از خون جگر چون لاله می گرددچو بی دردان نباشد از شراب ناب عیش ما
۳
اگر چه رشته ها کوته ز پیچ و تاب می گردددو بالا می شود دایم ز پیچ و تاب عیش ما
۴
به سیر ماه از محفل مخوان پروانه ما راکه می گردد خنک از پرتو مهتاب عیش ما
صفحهٔ ۱ از ۳