خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۴۵۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ز تأثیر دل بیدار، چشم تر شود بیناکه ماه از نور خورشید بلند اختر شود بینا
۲
نبرد از چشم سوزن قرب عیسی عیب کوری رامحال است از جواهر سرمه بد گوهر شود بینا
۳
به چشم کم مبین ای ساده دل ما تیره روزان راکه صد آیینه از یک مشت خاکستر شود بینا
۴
ببر زین خاکدان زنهار با خود سرمه بینشوگرنه کور هیهات است در محشر شود بینا
صفحهٔ ۱ از ۳