خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۴۶۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
مدار از منزلآرایان طمع معماری دلهاکه وسعت رفت از دست و دل مردم به منزلها
۲
سیه شد بس که عالم از چراغِ مردهِ دلهانمیبینند پیش پای خود را شمع محفلها
۳
دل بیدار میباید درین وادی، توجه کنکه من با پای خوابآلود کردم قطع منزلها
۴
نصیب دور گردان گوهر سیراب چون گردد؟ازآن دریا که با این قرب، لبخشکند ساحلها
صفحهٔ ۱ از ۳