شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

غزل شمارهٔ ۴۶۶

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
به یک پیمانهٔ می، کرد ساقی حل مشکل‌هابه یک ناخن، گره وا کرد ماه عید از دل‌ها
۲
غزالی نیست بی‌خلخال در دامان این صحراز بس پاشید از زور جنون من سلاسل‌ها
۳
طلبکار تو چون سیلاب آرامش نمی‌داندسرانجام اقامت می‌کند بیهوده، منزل‌ها
۴
اگر داری طمع کز بی‌نیازان جهان گردیمشو در پرده شب غافل از دریوزه دل‌ها
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth