خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۴۶۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
مباش ای رهنورد عشق نومید از تپیدنهاکه در آخر به جایی میرسد از خود رمیدنها
۲
عنان نفس را بگذار چندی تا به راه آیدکه از خامی برآرد اسب سرکش را دویدنها
۳
ظهور پختگی با خویش دارد حجت قاطعز خامی بر ثمر مشکل بود از خود بریدنها
۴
به غفلت مگذران زنهار ایام جوانی راکه دارد تیر غافل در کمین، غافل چریدنها
صفحهٔ ۱ از ۳