خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۴۷۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ز خرمن صلح کن با دانهای از دوربینیهاکه میسازد زبان برق کوته خوشهچینیها
۲
تلاش صدر کمتر کن که در بحر گران لنگرسبک دارد کف بیمغز را بالانشینیها
۳
میان نور و ظلمت التیامی نیست، حیرانمکه چون پیوست جان آسمانی با زمینیها
۴
سرافرازی چو شمع آن را رسد در حلقه طاعتکه محرابش نخواهد شمع از روشنجبینیها
صفحهٔ ۱ از ۳