خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۴۷۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
به هر شورش مده چون موج از کف دامن دریاکه باشد عقد گوهر خوشه ای از خرمن دریا
۲
وصال دایمی افسرده سازد شوق عاشق راسری گاهی بر آور چون حباب از روزن دریا
۳
چو موج آن کس که داد از کف عنان اختیار خودحمایل ساخت دست خویش را بر گردن دریا
۴
صفای دل مرا آزاد کرد از قید خودبینیکه نتوان دید عکس خود در آب روشن دریا
صفحهٔ ۱ از ۴