خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۴۷۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
نماند از نارسایی مدی از احسان درین دریابه سیلی سرخ دارد روی خود مرجان درین دریا
۲
هوای ساحل از سر چون حباب پوچ بیرون کنکه چندین کشتی نوح است سرگردان درین دریا
۳
عرق از روی آتشناکش آتش زیر پا داردز شوخی می کند هر قطره ای طوفان درین دریا
۴
کمی در ناز و نعمت نیست بحر رحمت حق راصدف دارد همین دریوزه دندان درین دریا
صفحهٔ ۱ از ۳