شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

غزل شمارهٔ ۴۷۸

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
هر که هست، از می دیدار تو مست است اینجاذره را ساغر خورشید به دست است اینجا
۲
مگذر از پای خم می که ره دور بهشتاز ره بی خبری دست به دست است اینجا
۳
راه پر سنگ خطر، شیشه دل ها نازکجرس قافله آواز شکست است اینجا
۴
نرسد زیر فلک همت عالی جاییهر که جایی رسد، از همت پست است اینجا
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth